Saturday, November 20, 2010

سماع تركي بر دو گونه است: "سماع" مولوي و "سماه" قزلباشي.

مئهران باهارلي
٢٠٠٢

سؤزوموز



حضره‌ت-ي پير`ين اؤنونده شمس-ي تبريزي سماعا قالخيب، بير هو ايسمي ايله برهه‌وا اولوب، يئددي گون يئددي گئجه بو مينوال اوزره سماع ائيله‌نير. (ولايتنامه حاجي بكتاش ولي خراساني)

گير سماها بئله اوينا
سيلينسين آچيلسين آيما. (شاه ايسماعيل ختايي)

سماع تركي بر دو گونه است: "سماع" مولوي و "سماه" قزلباشي. تشكل و تكامل هر دو نوع سماع كه با يكديگر داراي تفاوتهايي نيز ميباشند و عمدتا ريشه در باورها و فرهنگ باستاني قام-شاماني و نيز غلات شيعه تركي دارند منسوب به نامهاي بزرگاني از تركان آزربايجان و ايران مانند حاجي بكتاش ولي، شمس تبريزي، آبدال موسي خويي و شاه اسماعيل ختايي، دده قورقود، ..... است.

وجود دوبلت "سماع" و "سماه" در زبان تركي مانند وجود دوبلت "ماهني" (به معني آهنگ) و "معني" در اين زبان است. امروزه اين دو كلمه همريشه عربي، هر دو همزمان در زبان تركي و به معاني گوناگون بكار مي روند. در آزربايجان و ايران نيز بين سماع و سماه فرق گذارده مي شود. چنانچه در اين مناطق آشيقان قطعه اي به نام "سماهي" اجرا مي كنند. زيرا سماه مانند خود موسيقي آشيقي، محصول مذهب قزلباشي است. اما هرگز موسيقي "سماعي" از سوي آشيقان اجرا نمي شود.

موسيقي-سماع

عنصر تساهل و تسامح ديني عموما در ميان تركان و بويژه در سرزمين آناتولي در نتيجه تعامل و همزيستي با اقوام و ملل ديگر، به ويژه كشورها و مردمان مسيحي و اروپايي، در طول زمان به شكل نهادينه در آمده است. تنها در طريقتهاي تركي بكتاشي، قزلباشي و مولوي و.... است كه شعر و رقص و عرفان و موسيقي و تصوف اينچنين گسترده و عميق در هم آميخته اند.

طريقت تركي مولوي نيز به دور از تعصب ديني و هميشه حامي ادبيات، موسيقي، هنر و احترام فوق العاده به حقوق زنان بوده است. طريقت مولوي از همان دوره آغاز شكل گيري، موسيقي را به عنوان پاره اي جدايي ناپذير از آيين خود انتخاب نموده است. از نقطه نظر هنري بسياري از ارزشمندترين قطعات موسيقي كلاسيك تركي، در رپرتوار موسيقي مولوي قرار دارند. اين موسيقي همراه با اساس اركان و آداب طريقت مولوي در طول حيات مولانا و توسط فرزندش سلطان ولد بوجود آمده است. سلطان ولد موسيقي داني توانا بود و از اولين آهنگسازان در تاريخ موسيقي كلاسيك تركي نيز بشمار ميآيد. قطعات انسترومنتال موسيقي مولوي بعدها بنيان اجراهاي سكولار دربار عثماني را تشكيل داده است.

سلطان ولد كسي است كه به عبادت و ذكر سماع - كه از اركان طريقت مولوي است - شكل آييني امروزه آنرا داده است. فرم رايج سماع در زمان مولانا، الهام گرفته از شمس تبريزي بود. مولوي تا پيش از آشنائي با شمس حتي سماع نميدانسته است. آئين رقص چرخان را شمس تبريز به وي آموخته است، چرخ زدن در رقص از نوآوريهاي شمس در قونيه است. شاه تركان شمس تبريز سماع را فريضه اهل حال ميخواند: " .......... نيازمندوار به دامن شمس در آميخت و با وي به خلوت نشست. در خانه بر آشنا و بيگانه بست. ترك مسند تدريس و كرسي وعظ گفت. روش خود را بدل ساخت و به جاي اقامه ي نماز و مجلس وعظ به سماع نشست و چرخيدن و رقصيدن بنياد كرد....... چون مولانا شمس را به نظر بصيرت ديد، عاشق او شد، به هر چه او فرمودي عمل كرد. پس بفرمودند در سماع در آ! كه آنچه طلبي در سماع زياده خواهد شدن.... بنا به اشارت ايشان در سماع در آمده و تا آخر عمر بر آين سياق عمل كردند و آنرا طريق و آئين ساختند..... در ابتداي سماع، مولانا دست افشاني ميكرد، چون شمس رسيد او را چرخ زدن نمود ....... "

مولانا كه خود موسيقيداني بزرگ بود، سماع را فقط به عنوان وسيله اي كمكي براي عشق و جذبه ميشمرد، اما مريدان وي با هدايت سلطان ولد، سماع چرخنده شمس تبريزي را در شكل نهايي آييني آن سيستماتيزه و تكميل نموده به عنوان نوعي جهان بيني (كوسمولوژي) در آورده اند. سماع مولوي نوعي عبادت و مديتاسيوني در حركت است كه در آن نوع بشر به محوري خالص تبديل ميشود كه تمام سطوح هستي فيزيكي، احساسي، ذهني و روحاني را در خود به وحدت ميرساند. مولويه بيش از همه بر روشنفكران و هنرمندان امپراتوري عثماني تأثير گزارد و رقص جمعي سماع در اغلب مناطق عثماني و حتي آزربايجان اشاعه يافت. آيين سماع تركي مولوي كه امروزه اجرا ميشود، تقريبا قرنهاست كه بدون تغيير مانده است.

گرچه‌يه هو!!!

1 Comments:

At 1:34 AM , Blogger Mehryar said...

Agar shoma pantorkisti va nejadparastitoon vagheie ye she`re mostanad az shamse tabrizi, khaghanie shervani ya nezamie ganjavi be zaboone torki naghl konid.
Hamatoon doroogh goo va nokare khanevadeye Aliof hastid...
(dar zamn she`rhaye nezamie ghooniaviro be nezamie ganjavi nesbat nadid)

 

Post a Comment

Subscribe to Post Comments [Atom]

<< Home